محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
94
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
« غِيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ » [ هود / 44 ] . 5 ) نص قرآنى تنها متنى است كه از فضاى شرك آلود و گمراهى چند گانه پرستى در آن خبرى نيست ( البته والاتر از چنين مضامينى است ) و در اوج روشنى بيان مىكند كه آن قوم از پرستش پروردگارشان بر كنار ماندند و به پرستش بتان روى آوردند . در سراسر قصه خداوند متعال چنان وصف شده كه سزاوار مقام ذات برتر الهى است و هرگز به مرتبهء پست تفكر چند گانه پرستى موجود در قصص عراق قديم تنزل نمىكند . يا همچون تورات اوصافى را به خداوند نسبت نمىدهد كه هيچ عقل و منطقى آن را نمىپسندد و حتى چنين اوصافى را گاهى مردمان خردمند در حق خود نيز خوش نمىدارند ! 6 ) قصه قرآنى تنها نصّى است كه - مثلا همچون تورات - در آن هيچ گونه دوگانه گويى ملاحظه نمىشود . 7 ) آيات قرآن كريم تنها نصوصى هستند كه خداوند متعال را از آنكه دربارهء توفان پشيمان شود ، منزّه و برتر مىداند ، بر خلاف ديگر نصوص كه گزارش مىكنند خداوند ( يا بنا بر نصوص بابلى خدايان ) از در ميان آوردن توفان پشيمان شد . اگر چه تورات بدتر از اين را نيز گفته است ، چنان كه مىپندارد خداوند متعال - كه دور باد از او اين پندار - تصميم گرفت كه پس از آن ديگر توفانى در ميان نياورد . و براى اين كار نشانهاى ( رنگين كمان ) را در آسمان قرار داد تا وعدهاش را به ياد آورد و ديگر توفانى در نگيرد كه زمين را غرق سازد . 8 ) نص قرآنى تنها متنى است كه از ماديات منزه است ، چرا كه هر دو نص بابلى و توراتى گزارش مىكنند كه قهرمان قصه چند قربانى عرضه داشت و خدايان ( در قصه بابلى ) و خدا در قصه تورات بوى حيوان بريان را حس كرد و خشم او را فرو خفت و بوى رضايت را استشمام كرد ، ولى قرآن كريم اين سخن ناسزاى يهود را ردّ مىكند ( همان كسانى كه مىپندارند كه يگانه پرستند و كتابشان از سوى خداوند نازل شده است ) و مىفرمايد : « لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى مِنْكُمْ / هرگز گوشت و خون قربانىها به خداوند نمىرسد ، بلكه پرهيزگارى شما به او مىرسد » [ حج / 37 ] . باز مىفرمايد : « فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ / از آن بخوريد و به درماندهء بينوا بخورانيد » [ حج / 28 ] . 9 ) آيات قرآنى تنها متنى است كه در آن نصى قطعى دال بر فراگير بودن توفان وارد نشده است ( موضوعى كه پيش از اين در آن باره سخن گفتيم ) ، چنان كه نصوص سومرى و بابلى آن ناحيهاى از زمين را مراد مىگيرند كه توفان زدگان در آنجا مىزيستند ، آنگاه يهوديان آمدند و